X
پایگاه خلاصه مقالات

پایگاه خلاصه مقالات
آخرين مطالب
پيوندهای روزانه
Irannative
عنوان مقاله: بررسي تومورهاي بدخيم پلكي و نتايج روشهاي درماني مختلف
عنوان نشریه: مجله پزشکي دانشگاه علوم پزشكي تبريز : تابستان 1382 , دوره 37 , شماره 58 ; از صفحه 41 تا صفحه 46
منبع: SID
نویسندگان: غفارلو بهزاد*
چکیده:

زمينه و اهداف: پلكها سبب محافظت چشمها از عوامل خارجي و نيز سبب پخش لايه اشكي بر روي قرنيه و ملتحمه مي شوند. هرگونه نقص و بدشكلي در پلكها، سبب بروز عوارض قرينه اي مي شود. تومورهاي پلكي از مواردي هستند كه تاخير در تشخيص و درمان بموقع آنها سبب بروز اختلالات جبران ناپذير در كره چشم مي شود. با توجه به مراجعه كنندگان متعدد مبتلا به تومورهاي پلكي در اين منطقه،‌ اين بررسي انجام شد.
روش بررسي: يك صد مورد از تومورهاي بدخيم پلكي كه در طي سالهاي 1367 لغايت 1374 در بيمارستان چشم نيكوكاري تبريز تحت عمل جراحي قرار بودند، از نظر همه گيرشناسي و باليني مورد بررسي قرار گرفتند.
يافته ها: در اين مطالعه مشخص شد كه شايعترين تومور بدخيم پلكي بازال سل كارسينوما (BCC) است (84 درصد). اسكواموس سل كارسينوما (SCC) با 14 % و ملانوم بدخيم با 2%‌، به ترتيب از شيوع كمتري برخوردار بودند؛ تومور بدخيم ديگري در اين بررسي وجود نداشت. از نظر شيوع جنسي، در بازال سل كارسينوما ميزان شيوع در مردان نسبت به زنان تقريبا يكسان بود (1.15 به 1)، در حالي كه اسكواموس سل كارسينوما در مردان شيوع بيشتري از زنان داشت (1.8 به 1). در اين مطالعه مشخص شد كه هم بازال سل كارسينوما و هم اسكواموس سل كارسينوما افراد مسن را مبتلا مي سازند، به طوري كه شايعترين گروه سني مبتلا، گروه سني 70-60 سالگي بود. گرفتاري دو طرفه در سه مورد و گفتاري فاميليال فقط در يك مورد وجود داشت؛ از نظر شغلي، مشخص شد كه اين تومور بيشتر در افرادي رخ مي دهد كه به مدت طولاني در معرض تابش نور بوده اند. همچنين در اين بررسي مشخص شد كه BCC به ترتيب شيوع، پلك تحتاني و كانتوس داخلي را گرفتار مي سازد، در حالي كه SCC بيشتر پلك فوقاني را درگير مي كند. تظاهر باليني در اكثر موارد به شكل ندولر بود. در بيماراني كه تحت عمل جراحي بيوپسي برداري كامل تومور قرار گرفته بودند، با توجه به ميزان گرفتاري و دفكت پوستي، عمل ترميمي مناسب انجام گرفت. توسعه تومور در همه موارد به صورت تهاجم موضعي بود. در هيچ موردي متاستاز دوردست مشاهده نشد. در 7 مورد (8.33%) از 84 بيمار مبتلا به BCC، عود بعد از 5 سال وجود داشت، در حالي كه در SCC يك مورد(%7.14) عود پس از 5 سال ديده شد. همه موارد عود نيز تحت عمل مجدد قرار گرفتند
نتيجه گيري: شايعترين تومور پلكي در آذربايجان و كردستان BCC است و براي پيشگيري از بروز آن بهتر است آموزشهاي لازم در جهت محافظت از نور مستقيم آفتاب بخصوص براي كشاورزاني كه دايما در معرض نور آفتاب هستند، داده شوند؛ ضمنا براي بهره گيري از درمان ايده ‌آل، بايد به بيماران توصيه شود كه زخمهاي مزمن پلكي را جدي تلقي كنند و به پزشك مراجعه نمايند.

کلیدواژه: تومور بدخيم پلكي، بازال سل كارسينوما، اسكواموس سل كارسينوما
[ 1394/10/15 ] [ 17:43 ] [ abstract ]
عنوان مقاله: ارتباط سرطان مري با آنتي ژنهاي لكوسيتي انسان
عنوان نشریه: مجله پزشکي دانشگاه علوم پزشكي تبريز : تابستان 1382 , دوره 37 , شماره 58 ; از صفحه 37 تا صفحه 40
منبع: SID
نویسندگان: عيوضي ضيايي جمال*, مجيدي جعفر, دستگيري سعيد, واعظ جليل, اسودي كرماني ايرج
چکیده:

زمينه و اهدف: سرطان مري يكي از سرطانهاي شايع در كشور ايران است كه از نظر اتيولوژي علل متفاوتي براي آن ذكر شده اند؛ از جمله، دخالت عوامل ژنتيكي و آنتي ژنهاي لكوسيتي انسان را در بروز آن موثر دانسته اند.
روش بررسي: در اين مطالعه، 100 بيمار مبتلا به سرطان شناخته شده مري مورد بررسي قرار گرفتند از نظر ارتباط HLA با انواع پاتولوژيك و محل گرفتاري تومور مطالعه شدند.
يافته ‌ها: ارتباط مشخصي بين اسكواموس سل كارسينوماي مري با (P=0.02) HLA A24 و (P=0.001) HLA B14 ديده شد. از نظر محل گرفتاري توسط تومور نيز HLA A24 در هر سه ثلث فوقاني، مياني و تحتاني ارزش معني داري داشت.
نتيجه گيري: با توجه به ارتباط واضح بين اسكواموس سل كارسينوماي مري با HLA A24 و HLA B14، بهتر است مطالعات مشابه در استانهاي ديگر نيز انجام شوند و در صورت وجود ارتباط مشابه، در مورد امكان پيشگيري در افراد داراي HLA A24 بررسيهاي بيشتري به عمل مي آيد.

کلیدواژه: سرطان مري، HLA، ژنتيك
[ 1394/10/15 ] [ 17:43 ] [ abstract ]
عنوان مقاله: بررسي مقايسه اي آستيگماتيسم ناشي از جراحي كاتاراكت با سه نوع برش موازي، مستقيم و مخالف انحناي ليمبوس
عنوان نشریه: مجله پزشکي دانشگاه علوم پزشكي تبريز : تابستان 1382 , دوره 37 , شماره 58 ; از صفحه 32 تا صفحه 36
منبع: SID
نویسندگان: علي پناهي رخشنده*, علي زاده قويدل ليلا
چکیده:

زمينه و اهداف: هدف از اين مطالعه، بررسي تغييرات آستيگماتيسم بر اساس كراتومتري بعد از جراحي كاتاراكت به روش خارج كپسولي، با سه نوع برش مختلف موازي، مستقيم و مخالف انحناي ليمبوس و همچنين بررسي ديد اصلاح نشده بيماران تا 6 ماه پيگيري بعد از عمل بود.
روش بررسي: در مطالعه اي با روش كارآزمايي باليني، كراتومتري در 120 چشم از 120 بيمار مراجعه كننده به بيمارستان، قبل از عمل كاتاراكت و همچنين روز بعد و 8 روز و 1، 2، 3، 4 و 6 ماه بعد از آن انجام، ثبت و آناليز شد. همچنين ديد اصلاح نشده بيماران بر اساس جدول اسنلن يادداشت شد. 40 مورد با برش موازي (گروه يك)، 40 مورد با برش مستقيم (گروه دو) و 40 مورد با برش مخالف انحناي ليمبوس (گروه سه) به طول 10 ميلي متر با مركز 2-1.5 ميلي متر عقبتر از حاشيه قدامي ليمبوس ساعت 12، به روش خارج كپسولي عمل شدند. در تمام بيماران، بخيه به صورت شوليس با نخ نايلون ده - صفر زده شد. بعد از پايان ماه دوم، بخيه در مريدين پرشيب قرنيه قطع و دو هفته بعد برداشته شد. اختلاف بين گروهها از نظر آستيگماتيسم ناشي از عمل و ديد اصلاح نشده بعد از عمل، توسط نزم‌افزار SPSS آناليز آماري شد.
يافته ها: از نظر آماري، اختلالات معني داري بين بيماران گروه برش مخالف انحناي ليمبوس در مقايسه با دو گروه ديگر از نظر ايجاد آستيگماتيسم اوليه، حدت اصلاح نشده بينايي و تغيير آستيگماتيسم در عرض شش ماه پيگيري، ديده شد. اين اختلاف مي تواند ناشي از وجود اختلاف معني دار در آستيگماتيسم ناشي از عمل بين اين گروهها باشد، به طوري كه ميانگين آستيگماتيسم ناشي از عمل در گروه سه از گروه دو و گروه يك كمتر بود. بيماراني كه ديد آنها بنا به علل ديگر (علاوه بر آستيگماتيسم قرنيه ‌اي) كاهش يافته بود، در آناليز آماري منظور نشدند. اختلاف معني داري از نظر ديد 6 ماه بعد از عمل بين گروه يك و سه و بين گروه يك و دو ديده نشد، اما اختلاف بين گروه دو و سه معني دار بود، كه اين موضوع مي تواند ناشي از شيفت بيشتر آستيگماتيسم حاصل از عمل به طرف مخالف قاعده باشد؛ به عبارتي، آستيگماتيسم موافق قاعده اوليه ناشي از عمل بيشتر كاهش مي يابد و سبب بهتر شدن ديد بيماران در گروه يك نسبت به گروه دو مي شود.
نتيجه گيري: اين مطالعه نشان مي دهد كه آستيگماتيسم موافق قاعده اوليه بعد از عمل جراحي كاتاراكت به روش خارج كپسولي، در موارد استفاده از برش مخالف انحناي ليمبوس كمتر از برش مستقيم و موازي ليمبوس است و شيفت آستيگماتيسم به طرف مخالف قاعده كمتر است. در نتيجه، روش فوق مي‌تواند جايگزين مناسبي براي برش موازي (متداول) ليمبوس باشد.

کلیدواژه: جراحي كاتاراكت، آستيگماتيسم ناشي از عمل، برش جراحي
[ 1394/10/15 ] [ 17:43 ] [ abstract ]
عنوان مقاله: تغييرات لكوسيتي و پلاكتي حين دياليز
عنوان نشریه: مجله پزشکي دانشگاه علوم پزشكي تبريز : تابستان 1382 , دوره 37 , شماره 58 ; از صفحه 28 تا صفحه 31
منبع: SID
نویسندگان: طيبي خسروشاهي حميد*, رضويلرخسروشاهي جواد
چکیده:

زمينه و اهداف: بيماريهاي عفوني، دومين عامل منجر به مرگ در بيماران دياليزي هستند. عملكرد لكوسيتها ممكن است هم در اثر اورمي و هم در اثر دياليز مختل شود و شواهدي وجود دارند كه نشان مي دهند اختلال عملكرد لكوسيتي، به نوع غشاي دياليزي بستگي دارد. علاوه بر اين، بيماران دياليزي مستعد خونريزي هستند. به منظور بررسي تغييرات لكوسيتي و پلاكتي در حين دياليز، اين مطالعه به صورت آينده ‌نگر انجام شد.
روش بررسي: در 32 بيمار كه 3-2 بار در هفته همودياليز مي شدند، تعداد لكوسيتها و پلاكتها در دقايق 0، 15 و 240 حين دياليز شمارش شد و سپس آناليز آماري به عمل آمد.
يافته ها: در بيماراني كه با غشاي ناسازگار نظير كوپروفان دياليز مي شدند، تعداد لكوسيتها بخصوص نوتروفيلها در دقايق 30-15 دياليز به طور قابل ملاحظه ‌اي كاهش يافت و در بيشتر بيماران تعداد نوتروفيلها به زير 500 رسيد (نوتروپني شديد) [p=0.001]. از طرف ديگر، در بيماراني كه با غشاي دياليزي سازگار نظير پلي سولفان دياليز مي شدند، تغيير قابل توجهي در تعداد لكوسيتها حين دياليز (در دقيقه 15) مشاهده نشد (p=0.807) و تا حدي لكوسيتوز در پايان دياليز وجود داشت. علاوه بر اين، در بيماراني كه با غشاي ناسازگار دياليز مي شدند، كاهش قابل توجه تعداد پلاكت در دقايق 30-15 دياليز رخ داده بود (p=0.001)، اما تغيير ملاحظه اي در موارد استفاده از غشاي سازگار مشاهده نشد. همچنين افزايش تعداد پلاكتها در پايان دياليز، در موارد استفاده از غشاي سازگار وجود داشت.
نتيجه‌گيري: نتايج حاصل از اين مطالعه، تا حد زيادي با مطالعات قبلي در مورد لكوسيتها و پلاكتها مطابقت داشتند، بجز اينكه در مطالعة ما ترومبوسيتوز در پايان دياليز ديده شده است.

کلیدواژه: همودياليز، لكوسيت، پلاكت، غشاي دياليزي
[ 1394/10/15 ] [ 17:43 ] [ abstract ]
عنوان مقاله: مطالعه نتايج جراحي كاتاراكت به روش فيكو
عنوان نشریه: مجله پزشکي دانشگاه علوم پزشكي تبريز : تابستان 1382 , دوره 37 , شماره 58 ; از صفحه 25 تا صفحه 27
منبع: SID
نویسندگان: صدقي پور محمدرضا*, ياوري محمد
چکیده:

زمينه و اهداف: امروزه عمل كاتاراكت با روش فاكوامولسيفيكاسيون، به عنوان يك روش جديد و موثر شناخته شده است. از زمان ارايه اين روش توسط كلمن در اواخر 1960، پيشرفتهاي زيادي در اين تكنيك حاصل شده‌ اند. استفاده از اين روش در تبريز از سال 1377 به منظور بررسي نتايج و مقايسه آن با روش معمولي عمل كاتاراكت شروع شد.
روش بررسي: در اين مطالعه كه به روش Quasi experimental انجام شد، 50 بيمار (26 مرد و 24 زن) باسن متوسط 64 سال (16 تا 79 سال) تحت عمل كاتاراكت به روش فيكو قرار گرفتند و به مدت 1 تا 6 ماه (دي 77 تا تير 78) پيگيري شدند.
يافته ها: ميانگين ديد اصلاح شده قبل از عمل 20.80 (حركت دست تا 20.100) بود كه در روز بعد از عمل به 20.100) 2.70 تا 20.25) و در هفته اول بعد از عمل به 20.25 (SD=1.2) و در آخرين معاينه به 20.25 (20.100 تا 20.40) رسيد. در هفته اول و در آخرين معاينه، به ترتيب %82 و 92% بيماران ديد بالاي 20.40 داشتند.
نتيجه گيري: عمل كاتاراكت به روش فيكو، در كمترين مدت باعث بيشترين ميزان بهبود ديد بيمار مي شود و كمترين وابستگي به عينك را به همراه دارد.

کلیدواژه: كاتاراكت، فاكوامولسيفيكاسيون، آستيگماتيسم
[ 1394/10/15 ] [ 17:43 ] [ abstract ]
عنوان مقاله: ارتباط تب شديد و عفونتهاي خطرناك در كودكان
عنوان نشریه: مجله پزشکي دانشگاه علوم پزشكي تبريز : تابستان 1382 , دوره 37 , شماره 58 ; از صفحه 22 تا صفحه 24
منبع: SID
نویسندگان: شفيعي خويي سعيد*, رضايي فرد محمدحسين
چکیده:

زمينه و اهداف: تب شديد (درجه حرارت ركتال مساوي يا بيش از 41.1 سانتي گراد) با شيوع بيشتر باكترمي و عفونتهاي باكتريايي خطرناك همراه است. براي بررسي اين موضوع، يك مطالعه آينده ‌نگر در مركز پزشكي كودكان تبريز انجام داديم.
روش بررسي: پرونده بيماران بستري در مركز پزشكي كودكان كه با تب شديد (مساوي يا بيش از 41.1 سانتي گراد) مراجعه كرده بودند، به مدت 7 سال (1370-1371) مورد بررسي قرار گرفت.
يافته‌ها: تعداد بيماران 52 نفر كه در 32 نفر از آنان (%61.5) عفونتهاي خطرناك شناسايي شدند. پنوموني شايعترين علت تب شديد بود (36%) و عفونتهاي (احتمالا) ويروسي، باكترمي و مننژيت باكتريايي به ترتيب در %20، %6.7، %5.7 موارد شناسايي شدند. 3 نفر از بيماران فوت كرده بودند (%5.7).
نتيجه گيري: بجز تابلوي باليني، معيار حساس ديگري براي تشخيص عفونتهاي خطرناك وجود نداشت. پنوموني شايعترين علت تب خطرناك در اين مطالعه بود. بيماريهاي خطرناك در موارد تب شديد شايع هستند و تمام شيرخواران زير 3 ماه با تب شديد و شيرخواراني كه توكسيك و بدحال هستند، بايد بستري شوند. پونكسيون لومبر (كمري) بايد در تمام بيماران مشكوك به مننژيت و بيماران آسيب پذير انجام شود. با توجه به شيوع پنوموني، باكترمي و عفونتهاي ادراري در موارد تب شديد، راديوگرافي ريه، آزمايش كامل ادرار و كشت خون و ادرار ضروري است.

کلیدواژه: تب شديد، عفونتهاي حاد خطرناك، باكترمي، پنوموني، مننژيت باكتريايي، عفونتهاي ويروسي
[ 1394/10/15 ] [ 17:43 ] [ abstract ]
عنوان مقاله: ميزان پلاسمايي ويتامين E و مالون دي‌آلدئيد در بيماران مبتلا به كاتاراكت پيري
عنوان نشریه: مجله پزشکي دانشگاه علوم پزشكي تبريز : تابستان 1382 , دوره 37 , شماره 58 ; از صفحه 18 تا صفحه 21
منبع: SID
نویسندگان: رهباني محمدباقر*, نوري محمد, رهباني محمد, رشيدي محمدرضا, سجادي سيداحمد
چکیده:

زمينه و اهداف: كاتاراكت پيري، يكي از علل اصلي نابينايي و عيوب بينايي در سرتاسر دنيا است. شواهد بيوشيميايي نشان مي دهند كه استرس اكسيداتو كه در اثر تجمع راديكالهاي آزاد ايجاد مي شود، در پاتوژنز كارتاراكت پيري موثر است. برخي از محققان، استفاده از مكملهاي ويتاميني بويژه ويتامين E را براي كاهش دادن خطر ابتلا به كاتاراكت پيري پيشنهاد كرده اند. اين مطالعه، به منظور اندازه گيري ميزان پلاسمايي ويتامين E و مالون دي آلدئيد (MDA) در بيماران كارتاراكتي و مقايسه آن با گروه شاهد و نيز نشان دادن وجود ارتباط بين ميزان پلاسمايي پارامترهاي فوق با نمايه توده بدن، انجام گرفته است.
روش بررسي: ميزان پلاسمايي ويتامين E و مالون دي آلدئيد در يك صد بيمار مبتلا به كاتاراكت (55 مرد و 45 زن) اندازه گيري شد؛ نتايج به دست آمده، با نتايج حاصل از يك صد فرد سالم (برابر سازي شده از نظر سن و جنس) مقايسه شدند و ارتباط بين پارامترهاي اندازه گيري شده و نمايه توده بدن (BMI) نيز مورد ارزيابي قرار گرفت. ميزان پلاسمايي ويتامين E با استفاده از HPLC و ميزان پلاسمايي مالون دي آلدئيد (MDA) از طريق اسپكتروفتومتري با به كارگيري واكنش اسيد تيوباربيتوريك، بررسي گرديد.
يافته ها: ميانگين ميزان پلاسمايي ويتامين E در بيماران (µg/ml 8.86) نسبت به گروه شاهد (9.87 µg/ml) كاهش قابل توجهي را نشان داد (0.05>p). افزايش قابل توجهي در غلظت پلاسمايي MDA در بيماران ( 2.71 µg/ml ) در مقايسه با افراد سالم (2.17 µg/ml ) مشاهده گرديد (0.05>p). ضريب همبستگي بين ميزان ويتامين E و نمايه توده بدن در بيماران و گروه شاهد به ترتيب r=0.28 (p<0.01) وr=0.45 (p<0.01) بود كه نشاندهنده دريافت ويتامين E بيشتر با برداشت انرژي بالا است. ضريب همبستگي بين ويتامين E و مالون ‌دي آلدئيد در بيماران (p<0.05, r=-0.3) و افراد شاهد (p<0.05 ,r=-0.45) محاسبه گرديد، كه نشانگر نياز بيشتر افراد به تركيبات آنتي اكسيدان در شرايط اكسيداتيو بود.
بحث و نتيجه گيري: با در نظر گرفتن دخالت استرس اكسيداتيو در كاتاراكت، چنين استنباط مي شود كه مكمل ويتامين E ممكن است در جلوگيري از كاتاراكت در افراد در معرض خطر بالا، مفيد واقع شود.

کلیدواژه: ويتامينE، مالون دي آلدئيد، كاتاراكت، راديكالهاي آزاد، BMI
[ 1394/10/15 ] [ 17:43 ] [ abstract ]
عنوان مقاله: مطالعه كوتاه مدت تغييرات كليوي و كبدي در بيماران بعد از سنگ شكني با امواج ضربه اي برون تنه اي
عنوان نشریه: مجله پزشکي دانشگاه علوم پزشكي تبريز : تابستان 1382 , دوره 37 , شماره 58 ; از صفحه 14 تا صفحه 17
منبع: SID
نویسندگان: ذوالفقاري علي*, مداين سيدكاظم
چکیده:

زمينه و اهداف: امروزه سنگ شكني با امواج ضربه اي برون تنه اي، سالمترين روش براي درمان سنگهاي ادراري است و نتايج برخي از بررسيهاي اخير نشان مي دهند كه در اين روش ممكن است كليه و اعضاي مجاور آن تحت تاثير تعداد و قدرت امواج قرار گيرند؛ لذا براي بررسي اين موضوع، در اغلب مناطق مطالعاتي صورت مي گيرند.
روش بررسي: تعداد 60 بيمار مبتلا به سنگ غير انسدادي دستگاه ادراري فوقاني، در مطالعه اي مداخله اي به صورت تصادفي انتخاب شدند و تاثير امواج سنگ ‌شكني بر روي اعمال كليوي و كبدي آنان با استفاده از آزمايشهاي بيوشيميايي كراتينين سرم، كليرانس كراتينين، پروتئين ادرار 12 ساعته وLDH, SGOT و SGPT سرمي مورد ارزيابي قرار گرفت؛ داده ها با استفاده از نرم‌افزار آماريSPSS 9.2 و آزمون آماري Paired sample t-test مورد آناليز قرار گرفتند.
يافته ها: در هيچ كدام از بيماران تغيير محسوسي در ميزان كراتينين و ميزان فيلتراسيون كليوي (GFR) مشاهده نشد (p=0.1)، در حالي كه پروتئينوري قابل توجهي همراه با هماچوري در بيماران بعد از سنگ شكني ديده شد (p=0.001). با افزايش انرژي توتال، در مقادير سرمي SGOT, SGPT و LDH افزايش قابل ملاحظه اي مشاهده شد (p=0.001) . همچنين، در هيچ كدام از بيماران تغييرات جدي باليني ديده نشدند.
نتيجه‌گيري: متعاقب ‌سنگ شكني، آسيب جزئي در سلولهاي كليوي و كبدي رخ مي دهد، اما اين آثار جدي نيستند و در كوتاه مدت اثر سو شناخته شده اي به جا نمي گذارند. در نتيجه، انجام مطالعات بيشتر در مورد شناخت آثار اين آسيبهاي احتمالي ناشي از انرژي بالا (بخصوص در سنگ ‌شكني سنگهاي كليه راست) پيشنهاد مي شود؛ همچنين در مواردي كه درمان طولاني و مكرر ضرورت دارد، به كارگيري احتياط هاي لازم توصيه مي شود.

کلیدواژه: سنگ شكني، عوارض، كبد، كليه
[ 1394/10/15 ] [ 17:43 ] [ abstract ]
عنوان مقاله: بررسي انواع پاتولوژيك ضايعات تخمداني از نظر شيوع سني و علايم باليني
عنوان نشریه: مجله پزشکي دانشگاه علوم پزشكي تبريز : تابستان 1382 , دوره 37 , شماره 58 ; از صفحه 9 تا صفحه 13
منبع: SID
نویسندگان: جعفري شبيري مهري*, فردي آذر زهرا, افكاري عادله
چکیده:

زمينه و اهداف: سرطان تخمدان در بين سرطانهاي دستگاه تناسلي زنان كشنده ترين آنهاست و از نظر آماري در آمريكا %25 نئوپلاسمهاي دستگاه تناسلي را تشكيل مي دهد. انواع اپي‌تليال، شايعترين سرطانهاي بدخيم تخمدان هستند و اكثرا در سنين بعد از يائسگي بروز مي كنند. كيستهاي عملكردي تخمدان نيز بيشتر مربوط به سنين باروري هستند و كيست فوليكولي شايعترين آنهاست.
روش بررسي: اين تحقيق در مدت زمان 30 ماه بر روي 141 بيمار كه با تشخيص ضايعه تخمداني در مركز آموزشي - درماني الزهراي تبريز بستري و تحت عمل جراحي قرار گرفته بودند، به صورت «تمام شماري» انجام شده است.
يافته‌ها: بررسي جواب پاتولوژي 141 بيمار نتايج زير حاصل شدند: كيستهاي عملكردي تخمدان ((%38، ضايعات اپي تليالي (29%)، تومورهاي ژرم سل (15%)، ضايعات متاستاتيك (1.5%)، بدخيميهاي تخمدان (%6.4)، اندومتريوز تخمدان (6.4%)، ضايعات التهابي تخمدان (2.2%) و ساير موارد (%7.8). در كل، ميزان ضايعات خوش خيم تخمدان 132 مورد (93.6%) و تعداد ضايعات بدخيم تخمدان 9 مورد (6.4%) بود. در بين ضايعات بدخيم، انواع غير اپي تليالي به ميزان (55.5%) شايعتر از انواع اپي تليالي بودند، اما در گزارشهاي مراجع ديگر انواع اپي تليالي (به ميزان%90 ) شايعترين بدخيميهاي تخمدان گزارش شده اند. اكثر زنان مبتلا به ضايعات بدخيم، در سنين قبل از يائسگي قرار داشتند. 87% ضايعات مربوط به سنين باروري بودند و 83% آنها حالت خوش خيم داشتند. شايعترين نوع كيستهاي عملكردي نيز كيستهاي لوتئال بودند. شايعترين علامت در ضايعات خوش‌خيم احساس درد شكم (p<0.05) و شايعترين علامت در ضايعات بدخيم احساس توده در شكم (p<0.05) بود.
نتيجه گيري: بررسي نتايج تحقيق نشان داد كه در اين بررسي كيستهاي لوتئال شايعترين كيستهاي عملكردي تخمدان بوده اند. اكثر ضايعات بدخيم تخمدان در سنين قبل از يائسگي مشاهده شده بودند. به نظر مي رسد كه استفاده كمتر از عوامل محافظت كننده مانند قرصهاي جلوگيري از حاملگي و پايين بودن متوسط سن زنان مورد مطالعه ما در مقايسه با كشورهاي پيشرفته، عوامل موثر در بروز سرطانهاي تخمدان در سنين قبل از يائسگي بوده باشند.

کلیدواژه: ضايعات تخمداني، شيوع سني، انواع پاتولوژيك
[ 1394/10/15 ] [ 17:43 ] [ abstract ]
عنوان مقاله: بررسي آثار افزودن فنتانيل به بوپيواكائين در بي‌حسي اپيدورال كمري براي زايمان بي درد
عنوان نشریه: مجله پزشکي دانشگاه علوم پزشكي تبريز : تابستان 1382 , دوره 37 , شماره 58 ; از صفحه 5 تا صفحه 8
منبع: SID
نویسندگان: آتش خويي سيمين*
چکیده:

زمينه و اهداف: بي حسي منطقه اي، بي دردي حين زايمان را در زنان زائو فراهم مي كند. اين مطالعه، براي ارزيابي كيفيت بي دردي حاصل از افزودن فنتانيل به دوز پايين داروهاي بي حس‌كننده موضعي در بي حسي اپيدورال كمري براي زايمان بي درد، انجام گرفته است.
روش بررسي: در يك كارآزمايي باليني دوسوكور، تعداد 40 زن حامله تك‌زا و چندزا با كلاس ASAI انجمن متخصصان بي هوشي آمريكا (American Society of Anesthesiologists) انتخاب شدند؛ بعد از برقراري راه وريدي و دادن ml 500-1000 سرم در مرحله فعال زايماني، بي‌حسي اپيدورال مداوم كمري انجام شد و يكي از دو محلول مورد مطالعه به فضاي اپيدورال تزريق گرديد: 10 ميلي ليتر بوپيواكائين %0.25 (گروهI؛ تعداد 20 نفر) يا 10 ميلي ليتر بوپيواكائين %0.125 به علاوه (10 mg) 1mg/ml فنتانيل (گروهII؛ تعداد 20 نفر)؛ در صورت ابراز درد از طرف بيمار، دوزهاي فوق تكرار مي شدند.
يافته ها‌: زمان شروع اثر بي دردي و همچنين كيفيت و مدت زمان بي دردي، در دو گروه تفاوت معني داري با هم داشت، به طوري كه زمان شروع بي دردي در گروه II سريعتر از گروه I بود (p=0.023). كيفيت بي دردي بر اساس نمره ‌گذاري (VS) Verbal scale در گروه اول طولاني تر از گروه دوم بود(p=0.02) . از نظر مدت بي دردي در گروه II با (زمان 27±148 دقيقه) نسبت به گروه I (با زمان 34±90 دقيقه) تفاوت معني داري وجود داشت ((p<0.001. تغييرات فشار خون در هر دو گروه در محدوده طبيعي بودند، اما ميانگين فشار خون سيستوليك در گروه II به طور معني داري از گروه I بود(p=0.014) . سطح بي حسي، بلوك حركتي، درصد اشباع اكسيژن خون شرياني و متغيرهاي جنيني نوزادي، تفاوت معني داري در بين دو گروه نداشتند.
نتيجه گيري: افزون µg 10 فنتانيل به دوز پايين بوپيواكائين اپيدورال، بدون بروز آثار جانبي در مادر و جنين / نوزاد، سبب بهبود پارامترهاي بي دردي مي شود.

کلیدواژه: زايمان بي‌درد، بي‌حسي اپيدورال كمري، فنتانيل، بوپيواكائين
[ 1394/10/15 ] [ 17:43 ] [ abstract ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

در این وبلاگ تلاش میشود تا چکیده مقالات مجلات معتبر علمی پژوهشی کشور و کنفرانسهای مختلف گردآوری شود. از کلیه نویسندگان مقالات علمی نیز برای انتشار چکیده مقاله آنها در این وبلاگ، دعوت به عمل می آید.
آرشيو مطالب
امکانات وب

افراد آنلاين : 3
بازديد امروز : 130
بازديد ديروز : 215
بازديد اين هفته : 1337
بازديد اين ماه : 3254
بازديد امسال : 8015
بازديد کل : 2115673
تعداد پست ها : 191268

آگهی رايگان‎ ترجمه تخصصي دانلود مقاله شارژ همراه اول‎ طلاق توافقی‎ ویرایش مقاله هزینه ویرایش مقاله انگلیسی موضوع پایان نامه مدیریت موضوع رساله دکتری مدیریت پروپوزال پایان نامه مدیریت پایان نامه مدیریت پایان نامه DBA سایت تبلیغاتی درج آگهی رایگان ثبت تبلیغ رایگان Political analysis ترجمه مقاله ویرایش مقاله ترجمه مقاله پزشکی شهر سوال پاسخ به سوالات مذهبی ترجمه فوری مقاله ترجمه کتاب ترجمه مقاله ترجمه مقاله ISI‎